تبلیغات
علم آمـــــــــــــــــــــوز - مطالب بهمن 1388

علم آمـــــــــــــــــــــوز

وبلاگ تخصصی آموزشی علوم تجربی دوره‌ی متوسطه اول

موتور هم قطبی

این موتور ساده‌ای است که در زمان بسیار کوتاهی می‌توان آن را ساخت.

وسایل مورد نیاز

١- باتری بزرگ، متوسط یا کوچک (البته باتری بزرگ بهتر است)

٢- آهن‌ربای گرد. اگر روی آهن‌ربا پوشش نقره باشد بهتر است. البته آهن‌ربا با روکش نیکل نیز کار می‌کند اما نه به خوبی روکش نقره.

٣- سیم برق، مثل سیم سر سوسماردار

٤- پیچ چوب یا دیواری با نوک تیز، این پیچ باید خاصیت مغناطیسی داشته باشد و برق را هدایت کند.

موتور هم قطبی

ته‌پیچ را در مرکز آهن‌ربای گرد قرار دهید. سیم‌سوسماری را به دو نیم تقسیم کنید و حدود ٢ سانتی‌متر از روکش عایق سیم را بردارید به طوری که انتهای سیم به صورت رشته‌ رشته (مثل برس) در آید.

سر سوسماری سیم را به طرف بالای باتری وصل کنید.

سر تیز پیچ را به ته باتری تماس دهید، پیچ و آهن‌ربا را در فاصله‌ی (حدود) ٢ سانتی‌متر بالای میز قرار دهید (پیچ به خاطر (بوجود آمدن) خاصیت مغناطیسی به ته باتری می‌چسبد).

موتور هم قطبی

به آرامی سر دیگر سیم (که به صورت رشته رشته است) به کناره‌ی آهن‌ربا تماس دهید. به این ترتیب موتور ساده‌ای حاصل می‌شود.

برای مشاهده فیلم کلیک کنید.

در این موتور با تماس سیم به کناره‌ی آهن‌ربا، جریان الکتریکی در سیم برقرار می‌شود. میدان مغناطیسی آهن‌ربا بر جریان الکتریکی، نیرو وارد می‌کند و این نیرو باعث چرخش آهن‌ربا می‌شود.

                                                  برگرفته از:تبیان



  • نظرات() 
  • الکتروسکوپ

    یک نوار چسب پلاستیکی معمولی می‌تواند بار منفی (الکترون) بگیرد یا از دست بدهد ( با چسباندن آن به یک سطح و کندن آن ). با آویزان کردن تکه‌های نوار چسب از نی می‌توان یک الکتروسکوپ ساخت. الکتروسکوپ وسیله ایست برای مشخص کردن نوع بار الکتریکی. یک شانه پلاستیکی به شما نشان خواهد داد که تکه‌های چسب دارای بار مثبت هستند یا منفی. تولید بار بر اثر مالش را می‌توان چنین توجیه کرد که تعدادی از الکترونها بر اثر مالش از یک ماده به ماده دیگر انتقال می‌یابند. توجه کنید که الکترونها جابجا می‌شوند و هسته در جای خود باقی می‌ماند. در عایق تمامی الکترونها محکم به اتمهای خود مقیدند، در رسانا بعضی االکترونها می‌توانند آزادانه از یک اتم به اتم دیگر بروند. عایق را میتوان با مالش باردار کرد، زیرا بار تولید شده نمی‌تواند از محلی که تولید شده است دور شود، یعنی بار الکتریکی ساکن است.

    img/daneshnameh_up/4/43/saba02.jpg

    وسایل مورد نیاز جهت ساخت یک نوع الکتروسکوپ

    4 نی پلاستیکی (با سر قابل انعطاف) ، 2 قوطی فیلم ، مقداری خمیر برای محکم کردن نی‌ها درون قوطی ، چسب نواری پلاستیکی ، شانه پلاستیکی.
    • توجه: بوسیله خمیر نی‌ها را محکم کرده و سر نی‌ها را افقی قرار می‌دهیم .

    شرح آزمایش

    2 تکه 10 سانتیمتری از چسب نواری جدا می‌کنیم، هر تکه چسب را روی یک سطح صاف می‌چسبانیم (انتهای هر تکه را به عنوان دست گیره آزاد می گذاریم). تکه‌ها را به سرعت از سطح جدا کرده و هر یک را به بازویی از دو نی (که در 2 قوطی جدا هستند) می‌چسبانیم، قوطیها را طوری جابجا می‌کنیم که تکه‌های چسب روبروی هم و به فاصله 15 سانتیمتر از یک دیگر قرار گیرند. قوطیها را به هم نزدیک می‌کنیم و مشاهده می‌کنیم که تکه‌های چسب یکدیگر را دفع می‌کنند. 2 تکه دیگر از چسب جدا می‌کنیم و یکی را به دیگری می‌چسبانیم (سمت چسبنده ی یکی را به پشت دیگری می‌چسبانیم، انتهای هر تکه را به عنوان دستگیره آزاد می‌گذاریم).

    تکه‌ها را به سرعت از هم جدا می‌کنیم و به بازوهای باقیمانده نی‌ها می‌چسبانیم، بعد از نزدیک کردن قوطیها به یکدیگر مشاهده می‌کنیم که این بار نوارها یکدیگر را جذب می‌کنند. شانه را به موهای سر یا یک پارچه پشمی می‌کشیم. با نزدیک کردن شانه به تکه‌های چسب مشاهده می‌کنیم که شانه تکه‌ای را که پشت آن در وسط قرار داشت را دفع کرده و نوار دیگر را جذب می‌کند و اگر شانه را به چسبهای جدا شده از سطح نزدیک کنیم ، هر دو را جذب یا دفع می‌کند (بسته به جنس سطح).

    الکتروسکوپ دست ساز




    img/daneshnameh_up/6/65/vandegrafcartoon.gif




    نتایج آزمایش

    وقتی تکه‌های چسب را از سطح جدا می‌کنیم، کشمکشی بین بارهای الکتریکی هر تکه چسب و سطح در می‌گیرد. چسب بار منفی را از سطح جدا می‌کند یا بخشی از بارهای خود را روی سطح بر جای می‌گذارد (بسته به جنس سطح). در هر دو حالت بار 2 تکه همنام خواهد بود. از آنجایی که بارهای همنام یکدیگر را دفع می‌کنند تکه‌های چسب از هم دور می‌شوند. در حالتی که دو تکه به هم چسبیده شده بودند ، در هنگام جدا کردن یکی از تکه‌ها بار منفی را از دیگری می‌رباید و دارای بار منفی اضافی می‌شود و تکه دیگر بار مثبت خواهد داشت.

    از آنجا که بارهای ناهمنام یکدیگر را جذب می‌کنند 2 تکه به یکدیگر نزدیک می‌شوند. با کشیدن شانه به موی سر ، شانه دارای بار منفی می‌شود، در نتیجه تکه دفع شده از شانه دارای بار منفی است و تکه جذب شده بی بار یا دارای بار مثبت است. شاید متوجه شده باشید که دست شما هر 2 بار را جذب می‌کند، در حالت عادی بدن انسان بی بار است مگر آنکه بار دارش کنیم، مثلا با راه رفتن روی فرش. جسم بی بار اجسام بار دار را جذب می‌کند، وقتی دست خود را نزدیک تکه چسب با بار مثبت می‌گیرید تکه چسب الکترونهای بدن شما را جذب می‌کند و بدست شما نزدیک می‌شود. تاثیر الکتریسیته


     

    کاربرد

    الکتریسیته ساکن در نیروگاههای زغال سوز برای جلوگیری از ورود گرد و خاک و خاکستر به داخل جو ، در رنگ افشانه‌ها و در دستگاههای ماشینهای زیراکس ادارات بکار می‌رود.



  • نظرات() 
  • انواع ابر

    شناخت نوع ابرهای تشکیل شده در آسمان فواید زیادی برای طبیعت گردان و کوهنوردها دارد که مهمترین آن قدرت پیش بینی شرایط جوی و تصمیم گیری صحیح تر است. هر چند در ارتفاعات بلند سرعت شکل گیری و دگرگونی ابرها شاید انقدر سریع باشد که عملا فرصت چنین کاری را نداشته باشیم اما با داشتن این دانش می توانیم در برخی برنامه های کوهنوردی و سایر برنامه های طبعت گردی مثل جنگل نوردی ، دره نوردی و کویر نوردی هم بهتر تصمیم بگیریم و هم از دیدن ابرها و دانستن نام و عملکرد آنها لذت بیشتری از این زیبایی بالای سرمان ببریم. متن زیر حاصل تحقیق و ترجمه چند روزه در سایتهای معتبر هواشناسی و دانشنامه های مرجع است که جمع آوری و ترجمه کردم .امیدوارم لذت ببرید.

    طبقه بندی عمومی ابرها بر اساس شکل :
    چهار دسته بندی پایه برای ابرهای تشکیل شده در جو زمین وجود دارد که بدین شرح است:

    Cirro-form(سیروس) :



    سیرو در لاتین به معنای پیچ و تاب زلف است. این دسته ابرها در ارتفاع بالای جو زمین بالای 6 هزار متر تشکیل می شوند و عموما از کریستالهای بسیار ریز یخ به وجود می آیند. ظاهری عموما باریک و سفید دارند ولی به هنگامی که خورشید در افق ارتفاع کمی دارد می توانند دسته های رنگارنگ در آسمان تشکیل دهند. سیروس ها عموما در هوای صاف ظاهر می شوند و با شکل خود جهت حرکت جریانهای هوای بالایی جو را نشان می دهند.

    Nimbo-form (نیمبو) :



    نیمبو در لاتین به معنای باران است. این دسته ابرها عموما در ارتفاع مابین 2100 تا 4600 متر تشکیل می شوندو باعث بارش بارانهای یکنواخت و مداوم می شوند. چنانچه ابر ضخیم باشد به هنگام بارش قسمتهای پایینی ابر به سمت زمین می آیند.

    Cumulo-form (کومولو) :



    کومولو در لاتین به معنای توده و کپه است. این ابرها شبیه گلوله های پف کرده پنبه ای هستند و شکل آنها بیانگر حرکت عمودی جریانهای گرم به سمت بالای جو زمین است . مقدار تراکم و رطوبت ابر با پایین ابر که به شکل تخت است ارتباط دارد به این نحو که هرچه این ویژگیها بیشتر باشد ابر بلند قد تر است و پایین تخت ابر در قسمت پایین قرار می گیرد .گاهی قله این ابرها می تواند به بالای 18 هزار متری جو نیز برسد.

    Starto-form (استراتو) :



    استراتو در لاتین به معنای لایه ، پتو و روکش است. این ابرها می توانند مانند یک روکش کل آسمان را بپوشانند و آسمان را اغلب گرفته و خاکستری می کنند. پایین ان ابرها معمولا کمتر از 500 متر با زمین فاصله دارند و در تپه ها و کوهها ممکن است به آنها مه بگویند در صورتی که ابر هستند.

    بر اساس این چهار شکل کلی ، ابرها به 10 گروه اصلی مختلف بر اساس شکل و ارتفاعی که تشکیل می شوند طبقه بندی شده اند. هرچند هر کدام از این گروهها خود دارای زیر گروههای مختلفی است که گاه به بیش از 10 زیر گروه هم میرسد اما در اینجا فقط به ذکر همین دسته های عمومی که برای شناسایی ابرها کفایت می کنند می پردازم و از بیان اسامی و توضیحات تخصصی هواشناسی پرهیز می کنم. فقط در مورد ابر خطرناک و متفاوت Cumulonimbus (کومولو نیمباس) چون اشکال زیرگروه آن تفاوتهای زیادی دارند آنها را نیز معرفی می کنم.

    1. Cirrus (سیروس) : بالای 6 هزار متری و از کریستالهای ریز یخ تشکیل می شود. شکل ظاهری آنها باریک و کشیده و کم پشت است شبیه رشته های نخی یا رشته های پر یا رشته های موی مجعد و سفید رنگ. اگر این نوع ابر به صورت تک تک و پراکنده در آسمان باشد به معنای هوای صاف و پایدار است اما دسته های انبوه این نوع ابر علامت نزدیک شدن باران است.

    Cirrus (سیروس)

    Cirrus (سیروس)

     

    2. Cirrostratus (سیرو استراتوس): این ابرها به شکل رشته های باریک سطح آسمان را می پوشانند و از کریستالهای یخ تشکیل شده اند. گاهی اوقات در اطراف ماه یا خورشید هاله نورانی به وجود می آورند . اغلب اوقات به خصوص زمانی که در آسمان هاله نورانی تشکیل می دهند علامت بارندگی در 8 تا 24 ساعت آینده هستند.

    Cirrostratus (سیرو استراتوس)

     

    Cirrostratus (سیرو استراتوس)

    3. Cirrocumulus (سیرو کومولوس): سیروکومولس ها به صورت پولکهای سفید تکه تکه بدون سایه های خکستری ، در ارتفاعات بالای جو همراه با قطرات ریز آب و کریستالهای یخ تشکیل می شوند. این ابرها معمولا خیلی پایدار نیستند و ممکن است به شکل Cirrostratus(سیرو استراتوس) تغیر شکل دهند. تکه های این نوع ابر از آجا که با زمین خیلی فاصله دارند به صورت تکه های کوچک کوچک دیده می شود بر خلاف ابر مشابه شان به نام Altocumulus (التو کومولوس) که در لایه های میانی جو و پایین تر تشکیل شده و تکه های درشت تری داشته و تشکیل سایه نیز می دهند و از طرفی سیرو کومولس ها معمولا با سایر ابرهای سیروس در آسمان ظاهر می شود.

     

    Cirrocumulus (سیرو کومولوس)

     

    Cirrocumulus (سیرو کومولوس)

    4. Altocumulus (التو کومولوس): این نوع ابر به شکل گلوله های سفید یا خاکستری در یک صفحه یا دسته های تکه تکه در لایه های میانی جو تشکیل می شوند و ظاهری پشمی و خشن دارند. این ابرها تیره تر و بزرگتر از Cirrocumulus (سیرو کومولوس) و کوچکتر از Stratocumulus (استراتو کومولوس) هستند. ظهور این نوع ابر در یک صبح گرم و مرطوب تابستان نشانه وقوع توفان همراه با آذرخش در ادامه روز است. همچنین اگر این ابر به قسمتهای بالاتر برود ممکن است باعث بارندگی شود. یک نکته جالب در مورد این ابر نوع تکه ای و لنزی شکل آن است که اغلب توسط مردم به اشتباه بشقاب پرنده گزارش می شود.

     

    Altocumulus (التو کومولوس)

     

    Altocumulus (التو کومولوس)

    5. Altostratus (التو استراتوس): به شکل لایه خاکستری یکنواخت در لایه های میانی جو تشکیل می شود و تابش نور خورشید را محدود می کند اما اغلب خورشید در آسمان قابل رویت است. به لحاظ رنگ روشن تر از Nimbostratus (نیمبو استراتوس) و تاریک تر از Cirrostratus (سیرو استراتوس) هستند. اگر این ابرها ضخیم باشند احتمال بارندگی وجود دارد.

     

    Altostratus (التو استراتوس)

     

    Altostratus (التو استراتوس)

    6. Stratocumulus (استراتو کومولوس): به شکل گلوله های تیره رنگ و گروهی در پایین جو تشکیل می شوند. این ابرها باعث بارندگی های سبک به صورت باران یا برف می شوند اما این نوع ابر غالب اوقات در ابتدا یا انتهای هوایی ناپایدار قرار می گیرد و از اینرو می تواند علامت نزدیک شدن توفان باشد و چنانچه بعد از یک توفان این ابرها ظاهر و شروع به ناپدید شدن کرد به معنای شروع هوایی پایدار و صاف است. به لحاظ ظاهری این نوع ابر با نوع Altocumulus (التو کومولوس) بسیار شبیه است و اغلب در تشخیص این دو اشتباه پیش می آید. یک راه ساده این است که دستمان را به سمت یک تکه ابر منفرد در آسمان بگیریم. چنانچه این تکه ابر اندازه شصت شما باشد ابر از نوع Altocumulus و اگر به انداز کل دست شما یا بزرگتر بود از نوع Stratocumulus است.

     

    Stratocumulus (استراتو کومولوس)

     

    Stratocumulus (استراتو کومولوس)

    7. Stratus (استراتوس): به صورت لایه ای خاکستری یکنواخت در پایین جو تشکیل می شود و معمولا باعث کدر یا محو کردن خورشید می شوند و بسیاری اوقات به دلیل اینکه از کریستالهای یخ تشکیل شده اند باعث تشکیل هاله نورانی اطراف ماه یا خورشید می شوند. این نوع ابر باعث بارندگی های نرم و لطیف باران یا برف شده و از بالا رفتن مه روی زمین یا پایین آمدن ابرهای قسمتهای بالایی به وجود می آید که خود می تواند باعث تشکیل مه نیز بشود.

     

    Stratus (استراتوس)

     

    Stratus (استراتوس)

     

    8. Cumulus (کومولوس): ابرهای تکه تکه گلوله ای شکل که در قسمتهای میانی و پایینی جو تشکیل می شوند. پایین آنها تخت است و بالای آنها شبیه گل کلم یا پنبه است . این ابرها به شکل عمودی رشد می کنند و بالا می روند. ممکن است تنها یا به شکل گروهی تشکیل شوند. این ابر ممکن است باعث بارش باران شود که البته همیشه اینطور نیست. اما این ابر ممکن است در صورت نفوذ پارامترهای جوی دما ، رطوبت و ناپایداری مقدمه تشکیل ابر خطرناک Cumulonimbus (کومولو نیمباس) شود.

     

    Cumulus (کومولوس)

     

    Cumulus (کومولوس)

    9. Cumulonimbus (کومولو نیمبوس): ابرهایی هستند به شکل پف کرده و اغلب تیره رنگ که باعث بروز بارش و توفان شده و در قسمتهای میانی و بالای جو تشکیل می شوند. اشکال مختلفی این نوع ابر دارد:

    شکل رایج این نوع ابر به شکل سندان آهنگری است یعنی در بالای ابر مسطح و تخت و کشیده می شود :

    به شکل قلمبه قلمبه که لبه های تیز آن نیز گرد شده و تا حدی شبیه Cumulus (کومولوس) شده اما پایین آن تیره رنگ و تاریک است:

    به شکل کیسه های آویزان شده در زیر ابر

    همراه با گردباد (تورنادو) در پایین ابر

    و چندین شکل دیگر که همگی ظاهری مخوف و بزرگ دارند و رنگهای تیره در پایین دارند

     

    Cumulonimbus (کومولو نیمبوس)

     

    Cumulonimbus (کومولو نیمبوس)

    10. Nimbostratus (نیمبو استراتوس): این نوع ابر در پایین جو به صورت لایه ای تاریک و خاکستری تشکیل می شود و یک ابر باران زا می باشد. به خاطر چگالی بالای این ابر اکثر تابش آفتاب را میگیرد و آسمان را تاریک می کند . این ابر نشانه بارندگی معتدل تا بارندگی سنگین می باشد. ممکن است زمانی که Cumulonimbus به صورت وسیع و در ارتفاع پایین آسمان را بپوشاند آنرا با Nimbostratus اشتباه کنید که وجه مشخصه Nimbostratus رنگ روشن تر و بارندگی یکنواخت است.

     

    Nimbostratus (نیمبو استراتوس)

     

    Nimbostratus (نیمبو استراتوس)

    منابع :
    • دانشنامه جهانی ویکیپدیا http://en.wikipedia.org
    • سایت آلمانی معرفی ابرها www.clouds-online.com
    • سایت دانشگاه ریچموند امریکا http://oncampus.richmond.edu
    • کتاب مرجع دریانوردی The Mariner’s Handbook

     

                                    برگرفته از:بیابان و كویرهای ایران



  • نظرات() 
  • تانگرام

    سال‌ها پیش، چینی‌ها نوعی بازی فكری به نام تنگرام ابداع كردند. مربعی كه هفت قطعه هندسی ساده(پنج مثلث متساوی الساقین قائم الزاویه، یك چهار ضلعی و یك مربع) تقسیم شده است و اندكی فكر، مواد لازم برای این بازی است. این بازی از چین به دیگر جاهای جهان رسید و مورد توجه قرار گرفت. این بازى  تجسم هندسی ذهن شما را تقویت می‌كند.

    این قطعه‌ها را مانند شكل زیر از مقوای10*10سانتیمتری ببرید و با كنار هم قرار دادن آن‌ها، شكل‌های گوناگونی بسازید.

    http://dimacs.rutgers.edu/nj_math_coalition/pguide/big_tangram2.gif

    http://www.mathlove.com/new3/puzzle/img/img_tangram_03.gif

    البته می توانید با كلیك بر روی آدرس های زیر این كار را حتی در حالت آفلاین(قطع ارتباط اینترنتی)نیز انجام دهید.

    http://games.ztor.com/tang/

    http://www.gieson.com/Library/projects/games/matter/

     



  • نظرات() 
  • آیا می‌توان دانشمند شد؟

    بیش‌تر وقت‌ها درباره‌ی دانشمندان تصور درستی نداریم. گاه گمان می‌كنیم آن‌ها برحسب تصادف موفق شده‌اند. گاه آنان را افراد گیج و گولی می‌پنداریم كه در دریای تفكراتشان غرق شده‌اند و با دنیای خارج كاری ندارند. البته، این گناه برخی از نویسندگان بازاری است كه از دانش چندان چیزی نمی‌فهمند و به جای آن می‌كوشند مطالب "جالب و خواندنی" به خورد خوانندگان بدهند.

      دانشمند كیست؟ 

      دانشمند، چه در گذشته و چه امروز، انسانی است كه با دقت و كنجكاوی به بررسی پدیده‌های جهان می‌پردازد و می‌كوشد علت پیدایش آن‌ها، رابطه‌ی آن‌ها و فایده‌ی كاربردشان را دریابد. هزاران انسان در زیر درخت سیب نشسته بودند و هزاران سیب از درخت به زیر افتاده بود، بی آن كه موجب كشف قانون گرانش(جاذبه) شود. هزاران انسان به سوی دریاهای بیكران بادبان برافراشته بودند، بی آن كه یكی به كشف آمریكا نائل شود. هزاران دانشمند با دقت و جدیت به اندازه‌گیری وزن و جرم عناصر شیمیایی پرداخته بودند، بی آن كه یكی متوجه رابطه‌ی شگفت‌انگیز میان آن‌ها گردد. بخت تنها با كسانی یار می‌شود كه با تلاش و پیگیری فراوان به دنبالش باشد.

      دانشمند خوشبخت و موفق كسی است كه كارهای پیشینیان خود را خوب می‌شناسد، آن‌ها را ارزیابی می‌كند، ناكامی‌ها و كامیابی‌هایشان را درمی‌یابد و كار را از جایی دنبال می‌كند كه پیشینیانش ناتمام رها كرده‌اند. او هرگز از هیچ شروع نمی‌كند، بیراهه و بن بست را دوباره نمی‌پیماید – مگر این كه در جایی از آن‌ها به شاه‌راهی برخورد كرده باشد. او همه چیز را خودش بررسی نمی‌كند. همه چیز را آزمایش نمی‌كند، در مواردی به بررسی‌ها و آزمایش‌های پیشینیان خود اعتماد و اتكا می‌كند. در موارد دیگر آن‌ها را مقایسه می‌كند و در بسیاری موارد هم ناگزیر خود به بررسی‌ها و تجربه‌های تازه‌ای دست می‌زند – در آن جا كه نتایج مهم، متناقض یا نارسا باشد.

    لویی پاستور دانشمند و كاشف بزرگ فرانسوی در چهل‌سالگی دچار سكته‌ی مغزی شد و نیمی از مغزش از كار افتاد. او از آن پس مهم‌ترین كارهای علمی خود را تنها به كمك نیمی از مغز یك انسان انجام داد.

    پاستور

      چگونه دانشمند شده‌اند؟

      هرگز بر حسب تصادف نمی‌توان دانشمند شد. همه‌ی دانشمندان دارای شوق و كنجكاوی بی‌پایان و اراده‌ای استوار بودند. برای زندگی و آینده‌ی خود هدف روشنی داشتند و به نیروی خودشان و آینده‌ی تلاش‌هایشان امیدوار بودند. محیط، اجتماع، اعضای خانواده، آشنایان و نزدیكان، معلمان همگی در ایجاد علایق و تشویق افراد موثرند. اما در هر حال، بدون داشتن شوق و كنجكاوی، اراده و اعتماد به نفس، تلاش و پیگیری نمی‌توان دانشمند شد.

      امروز، براثر وجود دانشگاه‌های متعدد در بسیاری از كشورها و آسانی دسترسی به تحصیلات، عده‌ی زیادی از مردم از آموزش‌های عالی در سطح تخصصی برخوردار می‌شوند و هزاران كارشناس و متخصص هر ساله تربیت می‌شوند. اینان كارمندان علمی هستند، ولی تنها عده‌ی كمی را می‌توان دانشمند نامید. كارمندان علمی، هر كدام در رشته‌ی معینی كه دامنه‌ی آن سخت محدود است، كار و تحقیق می‌كنند. اما دانشمند كسی است كه چنین تحقیقاتی را برنامه‌ریزی می‌كند. سازمان می‌دهد و نتایج آن‌ها را برای ایجاد یك نظریه‌ی علمی به كار می‌گیرد. كارمندان علمی دستیاران و همكاران یك دانشمندند و گاه ممكن است خودشان یك دانشمند بشوند.

      یك دانشمند ناگزیر است تحصیلات پایه داشه باشد. یعنی مقدمات فیزیك، شیمی، علوم طبیعی، ریاضیات را به خوبی بداند و بتواند مطالب علمی را دست كم به یك زبان بین المللی خوب بفهمد. آن‌گاه، او در یك زمینه‌ی معین، یعنی روی یك پدیده به كار علمی می‌پردازد. آثار مهمی را كه در آن‌باره وجود دارد می‌خواند و از پژوهش‌هایی كه درباره‌ی آن شده است آگاه می‌گردد. آن‌چه را كه معلوم شده و آن‌چه را كه هنوز مجهول است جدا می‌كند، راه‌هایی را كه برای رسیدن به آن مرحله پیموده شده است مورد بررسی قرار می‌دهد، درباره‌ی كسانی كه در آن‌باره كار می‌كنند اطلاعاتی به دست می‌آورد. در صورت امكان سعی می‌كند با آنان همكاری كند، یا دست كم از روش كار و مرحله‌ی پیشرفت آنان آگاه شود. آن‌گاه، برای پیشرفت در راه پژوهش تدوین می‌كند و به این كار می‌پردازد. اگر این پژوهنده‌ی جوان كار را درست آغاز كرده باشد، از راه درستی برود، كار را با پیگیری دنبال كند و توفیق یابد، ممكن است به زودی دامنه‌ی پژوهش‌هایش گسترش یابد و او را به كشفی بنیادی یا تدوین نظریه‌ای اساسی رهنمون شود و به صورت دانشمندی صاحب‌نظر در یك زمینه درآورد.

    پاولف دانشمند روسی می‌نویسد: " مگذارید كبر و غرور بر شما مستولی شود. این غرور موجب می‌شود جایی كه باید نرم و آشتی‌پذیر باشید، سرسختی و لجاجت به خرج دهید و نظرهای مشورتی سودمند و یاری‌های دوستانه را نپذیرید."

    پاولف

       چگونه می‌توان دانشمند شد؟

      هم‌چنان كه گفتیم، نخستین راه كسب دانش و آگاهی است. یعنی كسی كه می‌خواهد دانشمند بشود باید معلومات پایه را به دست آورد و آن‌گاه در یك زمینه‌ی معین به كسب معلومات تخصصی – و چه بهتر كه دانشگاهی- بپردازد. معلومات تخصصی دانشگاهی از آن لحاظ مهم است كه پژوهنده را با مسئله‌ها و موضوع‌های پیوسته و نزدیك به موضوع مورد علاقه‌اش به صورت پایه‌ای و منظم آشنا می‌سازد و به او مقدمات پژوهش و تحقیق را می‌آموزد.

      اما، به جز تحصیل، مطالعه‌ی كتاب‌ها و مقاله‌های مربوط به موضوع مورد علاقه هم یكی از ضرورت‌های بنیادی است. كسی كه می‌خواهد در یكی از رشته‌های علمی دانشمند بشود، نوشته‌ها، اندیشه‌ها و یافته‌های كسانی را كه در همان رشته یا رشته‌های نزدیك و پیوسته به آن كارهای درخشانی كرده‌اند یا می‌كنند، باید به خوبی بشناسد و اگر می‌تواند بكوشد تا با آنان ارتباط مستقیم برقرار كند. هم چنین، پژوهنده‌ی جوان باید به مشاهده و آزمون دقیق و پیگیر عادت كند و حاصل و نتیجه‌ی هر مشاهده و آزمونی را ثبت و هر یك را با مشاهده‌ها و آزمون‌های پیشین – خواه مال خودش یا مال دیگران- مقایسه كند. دانش كتابی، دانشی كه تنها بر صفحه‌ی كاغذ وجود داشته باشد، در خور اعتماد نیست و باید با محك عمل و آزمون سنجیده و ارزیابی شود.

      سنجش و ارزیابی كاری بسیار جدی و در همان حال دشوار است. زیرا پژوهنده باید هم تیزبین و هشیار باشد و هم با انصاف و بدون تعصب. او نباید یافته‌های خودش و دیگران را قطعی و بی‌اشتباه پندارد. بلكه در عین اعتماد به دانش و كار خویش، هر لحظه آماده باشد تا با پدیده‌ای تازه و نامنتظر روبه‌رو گردد. هنگامی هم كه به چنین پدیده یا نتیجه‌گیری تازه‌ای برخورد، نباید شناب‌زده به آن دل ببندد و زود به آن یقین كند. بلكه برعكس، باید با حوصله به تكرار پیاپی آزمایش‌های پیشین و بازرسی مجدد راه طی شده بپردازد. این همه ممكن نمی‌شود مگر با در پیش گرفتن یك شیوه‌ی جدی در زندگی. بهتر است در این‌باره اندكی بیشتر توضیح دهیم:

      1. هدف: كسی كه می‌خواهد دانشمند شود، باید هدف خود را به طور جدی برگزیند، یعنی برای خودش مشخص كند در چه رشته‌ای می‌خواهد كار علمی بكند و آیا قصد دارد كار علمی هدف زندگی‌اش باشد، یا یك سرگرمی خصوصی و شخصی. البته، در سراسر جهان عده ی زیادی بازرگان، روزنامه‌نگار، كارگر، سیاست‌مدار و دیگران هستند كه در وقت فراغت به مطالعه و پژوهش علمی می‌پردازند، ولی عده‌ی به نسبت كمی هم وجود دارند كه كار اصلی آنان مطالعه و پژوهش علمی است و وقت فراغت خود را به موسیقی، ورزش، شادی یا كار دیگر صرف می‌كنند. او باید این مسئله را برای خودش به صورت قطعی روشن كند، چون از لحاظ برنامه‌ریزی‌های تحصیلی و برای آینده‌اش اهمیت دارد.

      2. برنامه: وقتی هدف برای یك دانش‌دوست جوان معلوم شد، او باید راه‌های رسیدن به این هدف را كشف و شیوه‌ی پیمودن آن را برنامه‌ریزی كند. برای مثال، اگر دانش‌آموزی می‌خواهد گیاه‌شناس بشود و در جایی كه او درس می‌خواند رشته‌ی علوم تجربی وجود ندارد، باید به كمك خانواده‌اش ترتیبی بدهد تا در جای دیگری این رشته را تحصیل كند. گاه چنین كاری مستلزم چند سال صرف وقت اضافی، كار كردن و پس‌انداز كردن است. اما درست كسانی موفق شده‌اند كه همین راه‌های دشوار را برگزیده و از دشواری‌ها، پیچ و خم‌ها و بیراهه‌ها نهراسیده‌اند.

      از این گذشته، دانش آموزی كه می‌خواهد گیاه‌شناس بشود، باید همه‌ی درس‌ها را خوب فراگیرد و گمان نكند چون گیاه‌شناس خواهد شد، دیگر جغرافیا یا فلسفه به درد او نمی‌خورد. بی‌گمان او به این آگاهی‌های مقدماتی برای گسترش ذهن و بینش خود نیاز دارد.

      یك جوان دانش پژوه باید به نظم عادت كند. یعنی ساعت خواب، بیداری، كار، مطالعه، گردش، ورزش و غذای خود را منظم سازد، به سلامت جسمی و روانی خود توجه كند، در خواندن و نوشتن مطالب دقیق باشد و به نظم و ترتیب وسایل شخصی خود اهمیت بدهد. یك موجود شلخته و بی‌بند و بار هرگز دانشمند باارزشی نمیشود. سادگی و فروتنی دانشمندان راستین را هزگز نباید مانند نویسندگان كج‌فهم به حساب بی‌توجهی و بی‌بند و باری آنان گذاشت.

      به این موضوع هم باید توجه كرد كه هرزه‌گردی فكری، از این شاخه به آن شاخه پریدن، به هر سوراخی سركشیدن و بی‌برنامه و هدف دنبال مجهولات گشتن هیچ حاصلی ندارد و تنها آن نوع دانش‌ها و آگاهی‌ها سودمند است كه دارای نظم و ترتیب و برنامه باشد. چون دانش به آن گونه آگاهی‌های نظام‌داری گفته می‌شود كه با گسستگی و هوی و هوس سازگاری ندارد.

      3. خودسازی: دانش‌پژوه جوان باید برنامه‌های خود را در جهتی تنظیم كند كه موجب تربیت روحی و جسمی او شود. انجام تمرین‌های پیگیر برای تقویت اراده، حافظه و دقت، برای مطالعه سریع، برای كار طولانی و مانند این‌ها گام‌های مقدماتی برای كامیای در این راه است.

      4. الهام: دانش‌پژوه جوان باید از زندگی و كار دانشمندان الهام گیرد و رفتار و كردار آنان را سرمشق خود سازد. خواندن زندگی‌نامه‌ی آنان و كتاب‌هایی كه درباره‌ی تاریخ علم و فرهنگ نوشته شده است. به او درس‌های سودمندی خواهد داد. این كتاب‌ها پژوهنده‌ی جوان را در شناسایی راه و هدف دانشمندان یاری خواهد كرد، هدفی كه افكندن روشنایی بیشتر به جهان، و زدودن تاریكی‌ها از گوشه و كنار آن است. پس بگذار برای جوانانی كه در راه دانشمند شدن گام برمی‌دارند پیروزی و كامیابی آرزو كنیم.

      از زبان دانشمندان 

      • رازی پزشك و اندیشمند نامدار ایرانی می گوید: " آنان كه معاشر من بوده‌اند، می‌دانند و دیده‌اند چگونه از ایام جوانی تا كنون عمر خود را وقف دانش كرده‌ام. تا آن‌جا كه اگر كتابی را نخوانده یا دانشمندی را ندیده بودم، تا از آن كار فراغت نمی‌یافتم، به كار دیگری نمی‌پرداختم، ولو این كه زیان بزرگی به من می‌رسید. حوصله و جهد من در طلب دانش چنان بود كه در یك فن مخصوص بیش از 20000 صفحه به خط ریز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز صرف تألیف جامع كبیر (كتاب حاوی) كردم. بر اثر همین كار نیروی بینایی‌ام ضعیف شد و دستم دچار ناتوانی گشت و از خواندن و نوشتن محرومم ساخت. با این همه از جستجو باز نمانده‌ام و پیوسته به یاری این و آن می‌خوانم و می‌نویسم." (به نقل از كتاب فیلسوف ری، نوشته‌ی دكتر مهدی محقق، ص 225-226)

    محمد زكریای رازی نظریه‌ی ایمنی اكتسابی را كه پایه‌ی واكسیناسیون است، مطرح كرد و معتقد بود كه ماده‌ی پیش از پدید آمدن هستی عبارت بود از ذرات تجزیه‌ناپذیر(اتم‌ها كه به نسبت‌های مختلفی با خلاء آمیخته‌اند و عناصر را پدید آورده‌اند. 

    محمد زكریای رازی

      • محمد بن موسی خوارزمی ریاضی‌دان نامی درباره‌ی اقسام دانشمندان می‌گوید: " یا مردی است كه برای نخستین بار دانشی را می‌شناسد و می شناساند و آیندگان را میراث‌خوار علمی خود می‌سازد. یا مردی است كه آثار به جا مانده از پیشینیان را شرح و تفسیر می‌كند و مطالب مهم و پیچیده‌ی كتاب‌ها را روشن می‌سازد، برای بیان مطلب راه ساده‌تری نشان می‌دهد و نتیجه‌گیری را آسان می‌كند. یا مردی است كه در برخی از كتاب‌ها به نادرستی و آشفتگی برمی‌خورد، پس نادرستی‌ها را اصلاح می كند و آشفتگی‌ها را سامان می‌بخشد، با خوش‌بینی به كار مولف می‌نگرد، بر او خرده نمی‌گیرد و از این كه متوجه خطا و اشتباه دیگری شده به خویشتن نمی‌بالد." (به نقل از كتاب جبر و مقابله خوارزمی، ترجمه حسین خدیو جم، چاپ دوم ص 36) 

    محمد بن موسی خوارزمی، كتابی با عنوان جبر و مقابله(درباره‌ی روش حل معادله‌های خطی و درجه دومو كتاب دیگری در روش حساب هندی نوشت كه ترجمه‌ی  لاتین آن باعث آشنایی اروپایی‌ها با عددهای هندی شد و نام او را در واژه‌ی الگوریتم ماندگار كرد.

    محمد بن موسی خوارزمی

    برگرفته از :جزیره دانش



  • نظرات() 




  • عباس رزاقی


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :