بیش‌تر وقت‌ها درباره‌ی دانشمندان تصور درستی نداریم. گاه گمان می‌كنیم آن‌ها برحسب تصادف موفق شده‌اند. گاه آنان را افراد گیج و گولی می‌پنداریم كه در دریای تفكراتشان غرق شده‌اند و با دنیای خارج كاری ندارند. البته، این گناه برخی از نویسندگان بازاری است كه از دانش چندان چیزی نمی‌فهمند و به جای آن می‌كوشند مطالب "جالب و خواندنی" به خورد خوانندگان بدهند.

  دانشمند كیست؟ 

  دانشمند، چه در گذشته و چه امروز، انسانی است كه با دقت و كنجكاوی به بررسی پدیده‌های جهان می‌پردازد و می‌كوشد علت پیدایش آن‌ها، رابطه‌ی آن‌ها و فایده‌ی كاربردشان را دریابد. هزاران انسان در زیر درخت سیب نشسته بودند و هزاران سیب از درخت به زیر افتاده بود، بی آن كه موجب كشف قانون گرانش(جاذبه) شود. هزاران انسان به سوی دریاهای بیكران بادبان برافراشته بودند، بی آن كه یكی به كشف آمریكا نائل شود. هزاران دانشمند با دقت و جدیت به اندازه‌گیری وزن و جرم عناصر شیمیایی پرداخته بودند، بی آن كه یكی متوجه رابطه‌ی شگفت‌انگیز میان آن‌ها گردد. بخت تنها با كسانی یار می‌شود كه با تلاش و پیگیری فراوان به دنبالش باشد.

  دانشمند خوشبخت و موفق كسی است كه كارهای پیشینیان خود را خوب می‌شناسد، آن‌ها را ارزیابی می‌كند، ناكامی‌ها و كامیابی‌هایشان را درمی‌یابد و كار را از جایی دنبال می‌كند كه پیشینیانش ناتمام رها كرده‌اند. او هرگز از هیچ شروع نمی‌كند، بیراهه و بن بست را دوباره نمی‌پیماید – مگر این كه در جایی از آن‌ها به شاه‌راهی برخورد كرده باشد. او همه چیز را خودش بررسی نمی‌كند. همه چیز را آزمایش نمی‌كند، در مواردی به بررسی‌ها و آزمایش‌های پیشینیان خود اعتماد و اتكا می‌كند. در موارد دیگر آن‌ها را مقایسه می‌كند و در بسیاری موارد هم ناگزیر خود به بررسی‌ها و تجربه‌های تازه‌ای دست می‌زند – در آن جا كه نتایج مهم، متناقض یا نارسا باشد.

لویی پاستور دانشمند و كاشف بزرگ فرانسوی در چهل‌سالگی دچار سكته‌ی مغزی شد و نیمی از مغزش از كار افتاد. او از آن پس مهم‌ترین كارهای علمی خود را تنها به كمك نیمی از مغز یك انسان انجام داد.

پاستور

  چگونه دانشمند شده‌اند؟

  هرگز بر حسب تصادف نمی‌توان دانشمند شد. همه‌ی دانشمندان دارای شوق و كنجكاوی بی‌پایان و اراده‌ای استوار بودند. برای زندگی و آینده‌ی خود هدف روشنی داشتند و به نیروی خودشان و آینده‌ی تلاش‌هایشان امیدوار بودند. محیط، اجتماع، اعضای خانواده، آشنایان و نزدیكان، معلمان همگی در ایجاد علایق و تشویق افراد موثرند. اما در هر حال، بدون داشتن شوق و كنجكاوی، اراده و اعتماد به نفس، تلاش و پیگیری نمی‌توان دانشمند شد.

  امروز، براثر وجود دانشگاه‌های متعدد در بسیاری از كشورها و آسانی دسترسی به تحصیلات، عده‌ی زیادی از مردم از آموزش‌های عالی در سطح تخصصی برخوردار می‌شوند و هزاران كارشناس و متخصص هر ساله تربیت می‌شوند. اینان كارمندان علمی هستند، ولی تنها عده‌ی كمی را می‌توان دانشمند نامید. كارمندان علمی، هر كدام در رشته‌ی معینی كه دامنه‌ی آن سخت محدود است، كار و تحقیق می‌كنند. اما دانشمند كسی است كه چنین تحقیقاتی را برنامه‌ریزی می‌كند. سازمان می‌دهد و نتایج آن‌ها را برای ایجاد یك نظریه‌ی علمی به كار می‌گیرد. كارمندان علمی دستیاران و همكاران یك دانشمندند و گاه ممكن است خودشان یك دانشمند بشوند.

  یك دانشمند ناگزیر است تحصیلات پایه داشه باشد. یعنی مقدمات فیزیك، شیمی، علوم طبیعی، ریاضیات را به خوبی بداند و بتواند مطالب علمی را دست كم به یك زبان بین المللی خوب بفهمد. آن‌گاه، او در یك زمینه‌ی معین، یعنی روی یك پدیده به كار علمی می‌پردازد. آثار مهمی را كه در آن‌باره وجود دارد می‌خواند و از پژوهش‌هایی كه درباره‌ی آن شده است آگاه می‌گردد. آن‌چه را كه معلوم شده و آن‌چه را كه هنوز مجهول است جدا می‌كند، راه‌هایی را كه برای رسیدن به آن مرحله پیموده شده است مورد بررسی قرار می‌دهد، درباره‌ی كسانی كه در آن‌باره كار می‌كنند اطلاعاتی به دست می‌آورد. در صورت امكان سعی می‌كند با آنان همكاری كند، یا دست كم از روش كار و مرحله‌ی پیشرفت آنان آگاه شود. آن‌گاه، برای پیشرفت در راه پژوهش تدوین می‌كند و به این كار می‌پردازد. اگر این پژوهنده‌ی جوان كار را درست آغاز كرده باشد، از راه درستی برود، كار را با پیگیری دنبال كند و توفیق یابد، ممكن است به زودی دامنه‌ی پژوهش‌هایش گسترش یابد و او را به كشفی بنیادی یا تدوین نظریه‌ای اساسی رهنمون شود و به صورت دانشمندی صاحب‌نظر در یك زمینه درآورد.

پاولف دانشمند روسی می‌نویسد: " مگذارید كبر و غرور بر شما مستولی شود. این غرور موجب می‌شود جایی كه باید نرم و آشتی‌پذیر باشید، سرسختی و لجاجت به خرج دهید و نظرهای مشورتی سودمند و یاری‌های دوستانه را نپذیرید."

پاولف

   چگونه می‌توان دانشمند شد؟

  هم‌چنان كه گفتیم، نخستین راه كسب دانش و آگاهی است. یعنی كسی كه می‌خواهد دانشمند بشود باید معلومات پایه را به دست آورد و آن‌گاه در یك زمینه‌ی معین به كسب معلومات تخصصی – و چه بهتر كه دانشگاهی- بپردازد. معلومات تخصصی دانشگاهی از آن لحاظ مهم است كه پژوهنده را با مسئله‌ها و موضوع‌های پیوسته و نزدیك به موضوع مورد علاقه‌اش به صورت پایه‌ای و منظم آشنا می‌سازد و به او مقدمات پژوهش و تحقیق را می‌آموزد.

  اما، به جز تحصیل، مطالعه‌ی كتاب‌ها و مقاله‌های مربوط به موضوع مورد علاقه هم یكی از ضرورت‌های بنیادی است. كسی كه می‌خواهد در یكی از رشته‌های علمی دانشمند بشود، نوشته‌ها، اندیشه‌ها و یافته‌های كسانی را كه در همان رشته یا رشته‌های نزدیك و پیوسته به آن كارهای درخشانی كرده‌اند یا می‌كنند، باید به خوبی بشناسد و اگر می‌تواند بكوشد تا با آنان ارتباط مستقیم برقرار كند. هم چنین، پژوهنده‌ی جوان باید به مشاهده و آزمون دقیق و پیگیر عادت كند و حاصل و نتیجه‌ی هر مشاهده و آزمونی را ثبت و هر یك را با مشاهده‌ها و آزمون‌های پیشین – خواه مال خودش یا مال دیگران- مقایسه كند. دانش كتابی، دانشی كه تنها بر صفحه‌ی كاغذ وجود داشته باشد، در خور اعتماد نیست و باید با محك عمل و آزمون سنجیده و ارزیابی شود.

  سنجش و ارزیابی كاری بسیار جدی و در همان حال دشوار است. زیرا پژوهنده باید هم تیزبین و هشیار باشد و هم با انصاف و بدون تعصب. او نباید یافته‌های خودش و دیگران را قطعی و بی‌اشتباه پندارد. بلكه در عین اعتماد به دانش و كار خویش، هر لحظه آماده باشد تا با پدیده‌ای تازه و نامنتظر روبه‌رو گردد. هنگامی هم كه به چنین پدیده یا نتیجه‌گیری تازه‌ای برخورد، نباید شناب‌زده به آن دل ببندد و زود به آن یقین كند. بلكه برعكس، باید با حوصله به تكرار پیاپی آزمایش‌های پیشین و بازرسی مجدد راه طی شده بپردازد. این همه ممكن نمی‌شود مگر با در پیش گرفتن یك شیوه‌ی جدی در زندگی. بهتر است در این‌باره اندكی بیشتر توضیح دهیم:

  1. هدف: كسی كه می‌خواهد دانشمند شود، باید هدف خود را به طور جدی برگزیند، یعنی برای خودش مشخص كند در چه رشته‌ای می‌خواهد كار علمی بكند و آیا قصد دارد كار علمی هدف زندگی‌اش باشد، یا یك سرگرمی خصوصی و شخصی. البته، در سراسر جهان عده ی زیادی بازرگان، روزنامه‌نگار، كارگر، سیاست‌مدار و دیگران هستند كه در وقت فراغت به مطالعه و پژوهش علمی می‌پردازند، ولی عده‌ی به نسبت كمی هم وجود دارند كه كار اصلی آنان مطالعه و پژوهش علمی است و وقت فراغت خود را به موسیقی، ورزش، شادی یا كار دیگر صرف می‌كنند. او باید این مسئله را برای خودش به صورت قطعی روشن كند، چون از لحاظ برنامه‌ریزی‌های تحصیلی و برای آینده‌اش اهمیت دارد.

  2. برنامه: وقتی هدف برای یك دانش‌دوست جوان معلوم شد، او باید راه‌های رسیدن به این هدف را كشف و شیوه‌ی پیمودن آن را برنامه‌ریزی كند. برای مثال، اگر دانش‌آموزی می‌خواهد گیاه‌شناس بشود و در جایی كه او درس می‌خواند رشته‌ی علوم تجربی وجود ندارد، باید به كمك خانواده‌اش ترتیبی بدهد تا در جای دیگری این رشته را تحصیل كند. گاه چنین كاری مستلزم چند سال صرف وقت اضافی، كار كردن و پس‌انداز كردن است. اما درست كسانی موفق شده‌اند كه همین راه‌های دشوار را برگزیده و از دشواری‌ها، پیچ و خم‌ها و بیراهه‌ها نهراسیده‌اند.

  از این گذشته، دانش آموزی كه می‌خواهد گیاه‌شناس بشود، باید همه‌ی درس‌ها را خوب فراگیرد و گمان نكند چون گیاه‌شناس خواهد شد، دیگر جغرافیا یا فلسفه به درد او نمی‌خورد. بی‌گمان او به این آگاهی‌های مقدماتی برای گسترش ذهن و بینش خود نیاز دارد.

  یك جوان دانش پژوه باید به نظم عادت كند. یعنی ساعت خواب، بیداری، كار، مطالعه، گردش، ورزش و غذای خود را منظم سازد، به سلامت جسمی و روانی خود توجه كند، در خواندن و نوشتن مطالب دقیق باشد و به نظم و ترتیب وسایل شخصی خود اهمیت بدهد. یك موجود شلخته و بی‌بند و بار هرگز دانشمند باارزشی نمیشود. سادگی و فروتنی دانشمندان راستین را هزگز نباید مانند نویسندگان كج‌فهم به حساب بی‌توجهی و بی‌بند و باری آنان گذاشت.

  به این موضوع هم باید توجه كرد كه هرزه‌گردی فكری، از این شاخه به آن شاخه پریدن، به هر سوراخی سركشیدن و بی‌برنامه و هدف دنبال مجهولات گشتن هیچ حاصلی ندارد و تنها آن نوع دانش‌ها و آگاهی‌ها سودمند است كه دارای نظم و ترتیب و برنامه باشد. چون دانش به آن گونه آگاهی‌های نظام‌داری گفته می‌شود كه با گسستگی و هوی و هوس سازگاری ندارد.

  3. خودسازی: دانش‌پژوه جوان باید برنامه‌های خود را در جهتی تنظیم كند كه موجب تربیت روحی و جسمی او شود. انجام تمرین‌های پیگیر برای تقویت اراده، حافظه و دقت، برای مطالعه سریع، برای كار طولانی و مانند این‌ها گام‌های مقدماتی برای كامیای در این راه است.

  4. الهام: دانش‌پژوه جوان باید از زندگی و كار دانشمندان الهام گیرد و رفتار و كردار آنان را سرمشق خود سازد. خواندن زندگی‌نامه‌ی آنان و كتاب‌هایی كه درباره‌ی تاریخ علم و فرهنگ نوشته شده است. به او درس‌های سودمندی خواهد داد. این كتاب‌ها پژوهنده‌ی جوان را در شناسایی راه و هدف دانشمندان یاری خواهد كرد، هدفی كه افكندن روشنایی بیشتر به جهان، و زدودن تاریكی‌ها از گوشه و كنار آن است. پس بگذار برای جوانانی كه در راه دانشمند شدن گام برمی‌دارند پیروزی و كامیابی آرزو كنیم.

  از زبان دانشمندان 

  • رازی پزشك و اندیشمند نامدار ایرانی می گوید: " آنان كه معاشر من بوده‌اند، می‌دانند و دیده‌اند چگونه از ایام جوانی تا كنون عمر خود را وقف دانش كرده‌ام. تا آن‌جا كه اگر كتابی را نخوانده یا دانشمندی را ندیده بودم، تا از آن كار فراغت نمی‌یافتم، به كار دیگری نمی‌پرداختم، ولو این كه زیان بزرگی به من می‌رسید. حوصله و جهد من در طلب دانش چنان بود كه در یك فن مخصوص بیش از 20000 صفحه به خط ریز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز صرف تألیف جامع كبیر (كتاب حاوی) كردم. بر اثر همین كار نیروی بینایی‌ام ضعیف شد و دستم دچار ناتوانی گشت و از خواندن و نوشتن محرومم ساخت. با این همه از جستجو باز نمانده‌ام و پیوسته به یاری این و آن می‌خوانم و می‌نویسم." (به نقل از كتاب فیلسوف ری، نوشته‌ی دكتر مهدی محقق، ص 225-226)

محمد زكریای رازی نظریه‌ی ایمنی اكتسابی را كه پایه‌ی واكسیناسیون است، مطرح كرد و معتقد بود كه ماده‌ی پیش از پدید آمدن هستی عبارت بود از ذرات تجزیه‌ناپذیر(اتم‌ها كه به نسبت‌های مختلفی با خلاء آمیخته‌اند و عناصر را پدید آورده‌اند. 

محمد زكریای رازی

  • محمد بن موسی خوارزمی ریاضی‌دان نامی درباره‌ی اقسام دانشمندان می‌گوید: " یا مردی است كه برای نخستین بار دانشی را می‌شناسد و می شناساند و آیندگان را میراث‌خوار علمی خود می‌سازد. یا مردی است كه آثار به جا مانده از پیشینیان را شرح و تفسیر می‌كند و مطالب مهم و پیچیده‌ی كتاب‌ها را روشن می‌سازد، برای بیان مطلب راه ساده‌تری نشان می‌دهد و نتیجه‌گیری را آسان می‌كند. یا مردی است كه در برخی از كتاب‌ها به نادرستی و آشفتگی برمی‌خورد، پس نادرستی‌ها را اصلاح می كند و آشفتگی‌ها را سامان می‌بخشد، با خوش‌بینی به كار مولف می‌نگرد، بر او خرده نمی‌گیرد و از این كه متوجه خطا و اشتباه دیگری شده به خویشتن نمی‌بالد." (به نقل از كتاب جبر و مقابله خوارزمی، ترجمه حسین خدیو جم، چاپ دوم ص 36) 

محمد بن موسی خوارزمی، كتابی با عنوان جبر و مقابله(درباره‌ی روش حل معادله‌های خطی و درجه دومو كتاب دیگری در روش حساب هندی نوشت كه ترجمه‌ی  لاتین آن باعث آشنایی اروپایی‌ها با عددهای هندی شد و نام او را در واژه‌ی الگوریتم ماندگار كرد.

محمد بن موسی خوارزمی

برگرفته از :جزیره دانش